|
السلام علی الحسین
دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است... صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست...من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات، کنار شعله ور شدن شمع وجودت،اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد... دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت را که دیرزمانی است در سیل باد بی وفای زمانه گم کرده ام... هر شب حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم، وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم،اما باز هم جای تو خالی است...شاید اگر جای تو بودم ؛ کمی، فقط کمی برای مرگ تدریجی نیلوفرهای خسته اشک می ریختم...شاید اگر جای تو بودم ؛طاقت دیدن چشم های خیره و خسته ات را نداشتم...شاید اگر جای تو بودم؛بلور بغضم را با تلنگری آسان می شکستم تا بدانی، تا بدانی که چقدر دوستت دارم...![]()
السلام علی الحسین تو را نگاه میکنم که دیدنی ترین تویی.....و از تو حرف میزنم که گفتنی ترین تویی...من از تو حرف میزنم شب عاشقانه میشود... تو را ادامه میدهم همین ترانه میشود...کاش به شهر خوب تو مرا همیشه راه بود.... راه به تو رسیدنم همین پل نگاه بود....مرا ببر به خواب خود که خسته ام از همه کس....که خواب و بیداری من هر دو شکنجه بود و بس... الو سلام... منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست... هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است... ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست... شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است! به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟ الو...الو... دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد... خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟ چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر... صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم... شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست... دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم... پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست... الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم... دوباره زنگ می زنم ، دوباره... تا خدا خداست... تا خدا خداست...
السلام علی الحسین فرا رسیدن ایام شهادت و سوگواری سرور و سالار شهیدان،آقا امام حسین رو خدمت همه شما عزیزان تسلیت عرض میکنم و امیدوارم که ما رو از دعای خیرتان محروم نفرمایید.... من تشنه ي يك لحظه تماشاي تو هستم،افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست در همه عالم گشتم و عاشق نشدم... سه نقطه هاي تو گاهي هزار واژه و من... هنوز در تب يك نقطه از لبت بي تاب ... ... هميشه معني اضطراب من، بي تو... هميشه ديدن بي پرده ی شما در خواب... چه عاشقانه ی پوچي! تو خوب مي داني... ميان اين همه رويا،فقط تويي كمياب... و من چه خسته تو را چون سراب مي جويم... چه فصل خالي و تلخي ست سهم من زين خواب!!! ... كجاست آنكه ز من آتشي بگيراند ... بسازد از تن من قطعه قطعه هاي مذاب... و يا حضور تو را قصه قصه ، فصل به فصل... بخواند از تو غزل هاي نابِ بي پايان... ... خدا کند که غزلهای آخرم باشد... خدا کند که شوم در غمت خرابِ خراب... چه روزگار غریبیست نازنین، آری... نه حرف مانده برایم ، نه تاب و توان... بیا... تمام کن این انتظار را در من... بدون شرح و سه نقطه ... پر از حکایت ناب... یکی نبود و یکی بود و او نبود... و من... هنوز در تب یک نقطه از لبت بی تاب...
گاه صدای خرد شدن خود را زیر آوارهای انتظار میشنوم اما لبهایم را... حتی برای کشیدن آهی باز نخواهم کرد... چون سکوت،بلندترین فریاد من است...
...دوباره عکس تو را دیدم اشک من جاری شد و قلبم شکست و چشمانم سنگین شد و غمت در بندم کرد غمت در بندم کرد و سخت در آغوشم کشید و یاد هر چیز را از من ربود و یاد تو در ذهنم جاری شد از خدایم خواستم و :گفتم ...خدایم مرا ذره ی گرد و غباری کن ...به خاک پاک پای یارم :گفتم ...خدایم من حقیرم ...چگونه این چنین عشقی کردی عطایم
جز تو چشمام واسه هيچكي نميباره ، تر نميشه... هنوزم حس نيازت از تو قلب من نرفته... كاش بدوني...كاش بدوني زندگي بي تو چه سخته... ... همه چی رو یاد گرفته ام یاد گرفته ام که ... یاد گرفته ام که .... یاد گرفته ام
آه...چقدر دوست داشتم تمام دلتنگی های این روزها رو با کسی تقسیم میکردم و یا کسی بود برای گوش دادن و درد دل کردن... بماند که آنقدر فاصله زیاد شده که هر چه فریاد میزنم، گویا صدایم را نه تو میشنوی،نه هیچ کس دیگر....!!! صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی همیشه قلب بیمارم به یاد تو شود روشن چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی
به اندازه ی معصوميت تمام قدم هايي كه روي كوچه هاي قلب ويرانم نهادي، به اندازه ي دلتنگي هاي دل كوچكم كه هنگام دوري از تو،سراغ صدای مهربانت را چقدر سخته.... چقدر سخته کسی رو که دوستش داشته باشی ازش جدا باشی... چقدر سخته براش بمیری ولی اون ندونه... چقد سخته که اشکاتو زود پاک کنی تا کسی نفهمه... چقدر سخته عاشق باشی و کسی ندونه... چقدر سخته که نگاش کنی اما از نگات هیچ چیزی نخونه... قشنگی عشق که میگین شاید این باشه که فقط تو اونو دوست داشته باشی... سخته که به قربون چشمهاش بری تو رویات...من هم مثل همه دلم میخواد یه کسی رو داشته باشم تا سر روی شونه هاش بزارم دوسش داشته باشم تا احساس تنهایی نکنم اما همش به خودم میگم که یه روز میاد اون کسی که میخوای یا این تقدیرمه که باید تنها بمونم... چقدر سخته که همه به یه چشم دیگه نگاهت کنن... چقدر سخته که هروز بشینی و روزها و سالها را بشماری تا شاید یه روز ببینیش آخرش هم نتونی... یه بغضی تو گلوت باشه که هیچ وقت نتونی آزادش کنی ... خودتو شاد نشون بدی ولی تو دلت خیلی غم داشته باشی... روز و شبت یکی شده باشه... وقتی که دیگه نا امید شدی از دیدنش بخوای هر روز با تنهاییت همین جور سر کنی... بخوای دستشو بگیری ولی نتونی...حتی تو رویاتم نتونی پیشش باشی...بخوای یه بار دیگه خوابشو ببینی ولی حتی به خوابتم نیاد بخوای خودت رو به بیخیالی بزنی ولی بازم نتونی... آخه مگه میشه آدم عشقش رو از یاد ببره و بهش فکر نکنه ؟؟؟
...شبي غروب مي كنم كنار چشمهاي تو ...و بي گناه مي روم به دار چشمهاي تو ...من از تمام عاشقي به اين بسنده مي كنم ...كه يك دقيقه سر كنم كنار چشمهاي تو
...سلام ...من بد نیستم ...تو هم بد نباشی خوب است حواشی خیالم پر از بی برگی است و حوالی خانمان هیچ اتفاق تازه ای نمی افتد ...شهر پر از هوای پاک و مطبوع است ...ببین ...چقدر زود چشمهایت با همین چند خط خسته شد اما من هر شب میلیون ها حرف بی معنی را برای خاطر تو شعر می کنم ...و هرگز خسته نمی شوم ...دیگر از من گذشته که واژه فراموشی را هجی کنم :اما سلام دو بخش است ...یکی برای من ...و دیگری اگر دوست داری مال تو باشد خسته ات نمی کنم ...بخواب بخواب تا از خوابت یواشکی عبور کنم و پا به جاده رویاهای محالت بگذارم !!! ای رویای محال من
دوباره دلم واسه حرمت چشم هات تنگه ...وقتی تو سیاهی شب تن تو ،تو خواب نازه ...یه کسی یه جای دنیا با تو رویاشو میسازه ...وقتی دلتنگ تو میشه تا سپیده بیقراره ...نمیتونه حتی بی تو چشماشو رو هم بذاره ...بی تو دنیا رو نمیخوام ...بی تو دنیا رو نمیخوام
|
![]()
...تو مرا فریاد کن ای هم نفس
Home
|